تبليغاتX
قـــلـــب مــــــــرده

قـــلـــب مــــــــرده

گریه هایم بی صداست عشق من بی انتهاست رد پای اشکهایم را بگیر تا بدانی خانه عاشق کجاست

هرگاه دلت هوایم را کرد، به آسمان بنگر و ستارگان را ببین که همچون دل من در هوایت می تپند

+نوشته شده در شنبه بیست و پنجم اسفند 1386ساعت18:11توسط علی حسینی | |

مهر را با مهربانی های من همگام کن

این خزان زرد را با نام من بد نام کن

من بهارم یاد سرسبزی ایام زمین

نوش کن دیدار من را غصه را ناکام کن

عشق را دیوانه کن افسانه را ویرانه کن

جنگ کن با بی کسی ای کاش... را دشنام کن!

من تمام هستی ام با من بمان و سبز باش

خواب پر تشویش من را با خودت آرام کن...

+نوشته شده در سه شنبه بیست و یکم اسفند 1386ساعت0:0توسط علی حسینی | |

دیشب دلم واست گرفت یادت میاد
دیشب دلم صدات می کرد یادت میاد
دیشب دلم بد شده بود صدات می کرد
یادت میاد ...
دیشب دلم خر شد و خوابتو دید
خواب خوبیاتو دید
خواب کنار ساحلو
تنها بودیم اول سال
یادت میاد ...
دیشب دلم دنبال فکر چاره بود
یادت میاد...
دنبال یه بهونه بود
برای تو
یادت میاد...
خیلی برات گریه می کرد یادت میاد
خنده می خواست هیچکی نداشت
خوبی می خواست کسی نداد
تنهایی خواست پسش زدن
دلش شکست
رفتو یه گوشه ای نشست
یکی اومد دستی کشید
هرچی می خواست بهش دادش
گرد و خاکی ازش گرفت
عسکتو نقاشی کشید برای اون
برای اون تا کمی شادش بکنه
اما اون دیگه مرده بود....
تموم کرده بود و  رفته بود
پیش خدا جایی که دیگه غم ندید
راحت شد از دست همه.
از دست همه ی اونایی
که دوستش نداشتن
همین

+نوشته شده در دوشنبه بیستم اسفند 1386ساعت0:17توسط علی حسینی | |

+نوشته شده در شنبه هجدهم اسفند 1386ساعت23:50توسط علی حسینی | |

این شمایید که به مردم می آموزید که چگونه با شما رفتار کنند

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

کاغذ سفید را هر چه قدر هم که تمیز و زیبا باشد کسی قاب نمی گیرد ، برای ماندگاری در ذهن ها باید حرفی برای گفتن داشت

<<<<<<<<<<>>>>>>>>>>

 غرور هدیه شیطان است و عشق هدیه خداوند، و ما هدیه شیطان را بهم می دهیم ولی هدیه خداوند را از یکدیگر پنهان می کنیم

+نوشته شده در جمعه دهم اسفند 1386ساعت22:59توسط علی حسینی | |

زندگي آرام است، مثل آرامش يك خواب بلند. زندگي شيرين است، مثل شيريني يك روز قشنگ. زندگي رويايي است، مثل روياي ِيكي كودك ناز. زندگي زيبايي است، مثل زيبايي يك غنچه ي باز

+نوشته شده در چهارشنبه هشتم اسفند 1386ساعت23:11توسط علی حسینی | |

کسی بی شک به گلدانهای خشک قلب ما آبی نخواهد داد.

کسی هرگز کنار کوچه های شهر ما نرگس نخواهد کاشت.

کسی دیگر کبوترهای زیبا را به اوج آسمان دعوت نخواهد کرد.

دل از افسانه ها بر کن .

کسی هرگز نمی آید .

مکن دل خوش  به هر باریکه راه خالی مهجور

مبین هر کهنه چرمی را  درفش کاوه رنجور

دل از اسطوره ها بر کن .

و بتهای حریم ذهن را با تیشه اندیشه ات بشکن .

تو خود اسطوره خواهی شد .

اگر باور کنی خود را

+نوشته شده در سه شنبه هفتم اسفند 1386ساعت18:30توسط علی حسینی | |

هر لحظه را چنان سپری کن گوئی که آخرین لحظه است.. و کسی چه میداند شاید که آخرین لحظه باشد

+نوشته شده در دوشنبه ششم اسفند 1386ساعت0:39توسط علی حسینی | |

+نوشته شده در دوشنبه ششم اسفند 1386ساعت0:20توسط علی حسینی | |

+نوشته شده در دوشنبه ششم اسفند 1386ساعت0:11توسط علی حسینی | |

+نوشته شده در جمعه سوم اسفند 1386ساعت17:23توسط علی حسینی | |