تبليغاتX
قـــلـــب مــــــــرده

قـــلـــب مــــــــرده

گریه هایم بی صداست عشق من بی انتهاست رد پای اشکهایم را بگیر تا بدانی خانه عاشق کجاست

+نوشته شده در دوشنبه بیست و دوم بهمن 1386ساعت21:8توسط علی حسینی | |

 چه روزها که یک به یک غروب شد نیامدی چه بغض ها که در گلو رسوب شد نیامدی خلیل آتشین سخن تبر به دوش بت شکن خدای ما دوباره سنگ و چوب شد نیامدی برای ما که خسته ایم و دل شکسته ایم نه ولی برای عده ای چه خوب شد نیامدی تمام طول هفته را در انتظار جمعه ام دوباره صبح ظهر نه غروب شد نیامدی .

+نوشته شده در یکشنبه بیست و یکم بهمن 1386ساعت11:22توسط علی حسینی | |

+نوشته شده در یکشنبه چهاردهم بهمن 1386ساعت11:23توسط علی حسینی | |

پروردگارا دستان پر تمنایم را بسویت دراز كردم تنهایم مگذار كه بی تو تنها ترین تنهایم . پروردگارا عشقت را بر من بتابان تا گرمای عشقت وجو دم را فرا گیرد مرا رها مكن كه در این بیابان سرگشته ترینم . پروردگارا تنهایم , تنهاترم مگذار

+نوشته شده در یکشنبه چهاردهم بهمن 1386ساعت10:51توسط علی حسینی | |

می گن تو هركسی رو كه بیشتر دوست داری در اوج گناه بهش فرصت توبه می دی....ازت ممنونم كه اینهمه فرصت به من دادی و من قدر این لحظات رو ندونستم و تو باز منو تو اوج بدی ها به درستی كشوندی

+نوشته شده در شنبه سیزدهم بهمن 1386ساعت19:6توسط علی حسینی | |

بغض بزرگترین نوع اعتراضه اما اگه شکست دیگه اعتراض نیست التماسه

+نوشته شده در چهارشنبه دهم بهمن 1386ساعت21:8توسط علی حسینی | |

هر لحظه را چنان سپری کن گوئی که آخرین لحظه است.. و کسی چه میداند شاید که آخرین لحظه باشد

+نوشته شده در چهارشنبه سوم بهمن 1386ساعت22:26توسط علی حسینی | |

خداوندا اگر روزی بشر گردی/ ز حال ما خبر گردی/ پشیمان می شوی از قصه خلقت/ از این بودن از این بدعت/ خداوندا نمی دانی که انسان بودن و ماندن/ در این دنیا چه دشوار است/ چه زجری می کشد آنکس که انسان است و / از احساس سرشار است

+نوشته شده در سه شنبه دوم بهمن 1386ساعت23:39توسط علی حسینی | |