تبليغاتX
قـــلـــب مــــــــرده

قـــلـــب مــــــــرده

گریه هایم بی صداست عشق من بی انتهاست رد پای اشکهایم را بگیر تا بدانی خانه عاشق کجاست

+نوشته شده در دوشنبه بیست و چهارم دی 1386ساعت13:28توسط علی حسینی | |

+نوشته شده در جمعه بیست و یکم دی 1386ساعت20:27توسط علی حسینی | |

دوست داشتن هميشه گـــفتن نيست گاه سکوت است و گاه نگــــــاه ... غـــــريبه ! اين درد مشترک من و توست که گاهي نمي توانيم در چشمهاي يکد يگــرنگــــاه کنيم چشمهايم هنوز در انتظار است

+نوشته شده در جمعه بیست و یکم دی 1386ساعت20:14توسط علی حسینی | |

حالیا معجزه ی باران را باور کن و سخاوت را در چشم چمن زار ببین و محبت را در روح نسیم که در این کوچه ی تنگ با همین دست تهی روز میلاد اقاقی ها را جشن می گیرند! خاک جان یافته است تو چرا سنگ شدی؟ تو چرا این همه دلتنگ شدی؟ باز کن پنجره ها را و بهاران را باور کن.

+نوشته شده در چهارشنبه نوزدهم دی 1386ساعت14:1توسط علی حسینی | |

تا تو رفتی ناگهان باران گرفت اشك در دیده دوباره جان گرفت تا تو رفتی آسمان تاریك شد تیرگی جای تو را آسان گرفت

+نوشته شده در دوشنبه هفدهم دی 1386ساعت16:51توسط علی حسینی | |

هیچکس روزگار و اقبالش مثل ما بی نشان و مبهم نیست فکرت اینجا میان گلدان است جلوی چشم آرزوهایم تو خودت را به جای من بگذار

+نوشته شده در جمعه چهاردهم دی 1386ساعت22:15توسط علی حسینی | |

+نوشته شده در جمعه چهاردهم دی 1386ساعت22:4توسط علی حسینی | |