تبليغاتX
قـــلـــب مــــــــرده

قـــلـــب مــــــــرده

گریه هایم بی صداست عشق من بی انتهاست رد پای اشکهایم را بگیر تا بدانی خانه عاشق کجاست

زندگي را دور بزن و آن گاه که بر تارک بلند ترين قله ها رسيدي، لبخند خود را نثار تمام سنگريزه هايي کن که پايت را خراشيدند

+نوشته شده در سه شنبه بیست و هفتم شهریور 1386ساعت15:15توسط علی حسینی | |

خواستم زندگي كنم..... راهم را بستند..... خواستم حرف بزنم.....گفتند گناه است......گريه كردم....گفتند كودكانه است......خنديدم.....گفتند ديوانه است......حالا كه با تمام وجود سكوت كردم .....ميگويند عاشق شده است.

()

به یاد واژه ی آشنای دوستی و به یاد یادمان روزهای باهم بودن یک دم یادم کن.

+نوشته شده در یکشنبه بیست و پنجم شهریور 1386ساعت11:39توسط علی حسینی | |

اول به نام عشق، دوم به نام تو، سوم به ياد مرگ. بر لوح شيشه اي قلبت بنويس: يا تو وعشق، يا من و مرگ.

+نوشته شده در یکشنبه بیست و پنجم شهریور 1386ساعت11:35توسط علی حسینی | |