تبليغاتX
قـــلـــب مــــــــرده

قـــلـــب مــــــــرده

گریه هایم بی صداست عشق من بی انتهاست رد پای اشکهایم را بگیر تا بدانی خانه عاشق کجاست

اي مرگ هميشه حسرت به چشمان تيز بين تو خورده ام .و هميشه نام تورا از ياد برده ام . راستي آخرين بار کجا بوي تو را لمس کرده ام؟

+نوشته شده در سه شنبه سی ام مرداد 1386ساعت16:0توسط علی حسینی | |

زندگی مانند لبخند ژوکوند است، در نظر اول به روی بیننده تبسّم می کند، امّا اگر در او دقیق شوی می گرید.

+نوشته شده در شنبه بیست و هفتم مرداد 1386ساعت17:44توسط علی حسینی | |

تنها يک برگ مانده بود درخت گفت : « منتظرت مي مانم ! » برگ گفت : « تا بهار خداحافظ ! » بهار شد ولي درخت ميان آن همه برگ دوستش را فراموش کرده بود

+نوشته شده در سه شنبه بیست و سوم مرداد 1386ساعت12:34توسط علی حسینی | |