تبليغاتX
قـــلـــب مــــــــرده

قـــلـــب مــــــــرده

گریه هایم بی صداست عشق من بی انتهاست رد پای اشکهایم را بگیر تا بدانی خانه عاشق کجاست

ای که در تنهاترین تنهاییم تنهای تنهایم گذاشتی  آلهی به حق تنهاییم تنهاترین تنها کست تنهای تنهایت گذارد.

+نوشته شده در سه شنبه چهاردهم فروردین 1386ساعت11:44توسط علی حسینی | |

زندگي کتابي است پرماجرا ، هيچگاه آنرا به خاطر يک ورقش دور مينداز

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 

 يه روز مياد خسته مي شي. عاشق و دل بسته مي شي. بهش مي گي قصه چيه ؟ چشماي تو مال کيه ؟ بهت مي گه..... من عابرم ، همسفر دقايقم. بهش مي گي..... منم بيام ؟؟ بريم تو اوج آسمون ؟؟ بشيم يه قدري مهربون ؟؟؟ بهت مي گه نه نمي شه. اگه بياي..... جاده ها آخر نميشه، سايه ها کم رنگ نمي شه

+نوشته شده در چهارشنبه هشتم فروردین 1386ساعت13:14توسط علی حسینی | |