تبليغاتX
قـــلـــب مــــــــرده

قـــلـــب مــــــــرده

گریه هایم بی صداست عشق من بی انتهاست رد پای اشکهایم را بگیر تا بدانی خانه عاشق کجاست

خیلی بده که زندگی یه آدم پر از ریا و دورویی باشه

خیلی بده که اعمال زشت این دنیاتو (که به فکر خودت خوبن) رو نتونی اون دنیا جواب بدی!

خیلی بده آدم با سو استفاده از دیگران بخواد به جایی برسه.

خیلی بده یکی رو بازیچه خودت قرار بدی.

+نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم اسفند 1385ساعت22:56توسط علی حسینی | |

اگه بدونی یکی بهت دروغ می گفته

اگه بدونی ازت سو استفاده می کرده

 

 

+نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم اسفند 1385ساعت22:41توسط علی حسینی | |

گفتم زندگي چند بخش است؟ گفت دو بخش گفتم کدامند ؟ گفت کودکي وپيري گفتم پس جواني چه شدگفت با عشق ساخت با بي وفايي سوخت با جدايي مرد

زندگی چيست ؟ اگر خنده است چرا گريه ميكنيم ؟ اگر گريه است چرا خنده ميكنيم ؟ اگر مرگ است چرا زندگي مي كنيم ؟ اگر زندگي است چرا مي ميريم ؟ اگرعشق است چرا به آن نمي رسيم ؟ اگرعشق نيست چرا عاشقيم؟

+نوشته شده در یکشنبه بیستم اسفند 1385ساعت8:57توسط علی حسینی | |

زندگي كوتاهتر از آن است كه به خصومت بگذرد و قلب ها گرامي تر از آنند كه بشكنند آنچه از روزگار به دست مي آيد با خنده نمي ماند و آنچه از دست برود با گريه جبران نمي شود فردا خورشيد طلوع خواهد كرد حتي اگر ما نباشيم.

+نوشته شده در یکشنبه بیستم اسفند 1385ساعت8:40توسط علی حسینی | |

همه ي مداد رنگي ها مشغول بودند...به جز مداد سفيد...هيچ کسي به او کار نمي داد...همه مي گفتند:{تو به هيچ دردي نمي خوري}...يک شب که مداد رنگي ها...توي سياهي کاغذ گم شده بودند...مداد سفيد تا صبح کار کرد...ماه کشيد...مهتاب کشيد...و آنقدر ستاره کشيد که کوچک وکوچک و کوچک تر شد...صبح توي جعبه ي مداد رنگي...جاي خالي او...با هيچ رنگي پر نشد.

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

رسم اين شهر عجيب است بيا برگرديم قصد اين قوم فريب است بيا برگرديم عشق بازيچه ي شهر است ولي در ده ما دختر عشق نجيب است بيا برگرديم كرمها در دل هر كوچه اقامت دارند روستا مان سيب است بيا برگرديم چه حسابيست در اين شهر كه در مبحث جبر جاي بعلاوه صليب است بيا برگرديم

،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،

 

+نوشته شده در پنجشنبه هفدهم اسفند 1385ساعت9:52توسط علی حسینی | |

http://www.getpaideasy.com/pages/index.php?refid=alihou2002    

+نوشته شده در پنجشنبه هفدهم اسفند 1385ساعت9:44توسط علی حسینی | |

حتي اگر پرواز راه آخري باشد ..ننگ است بعد از تو مرا بال و پري باشد ....مي خواستي در آسمان پنهان شوي اما ...باور نكردي در پي ات چشم تري باشد

كتاب زندگي را خودتان مي‌نويسيد و تقدير، فقط حاشيه آن را رقم مي‌زند.

+نوشته شده در سه شنبه پانزدهم اسفند 1385ساعت11:1توسط علی حسینی | |